شهاب الدين احمد سمعانى

374

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

گماريم تا آتش گويد : جز يا مؤمن فانّ نورك قد اطفأ لهبى كان على ربّك حتما مقضيّا قسما واجبا فرضا مقضيّا . هرآينه در آتش آرم سوگند را ، پس بيرون آرم حرمت ايمان را ؛ كما قلنا لايوب - عليه السلام ؛ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً ، الآية . سوگند راست كن و حق خدمت وى به جاى آر . يا ايّوب آن زن بىگناه است و بىگناه را عذاب كردن روا نبود ، و تو پيغامبرى ، و در پيغامبرى سوگند به دروغ كردن روا نه . همه را به دوزخ آرم و بريء السّاحه بيرون آرم . يعنى حنث را ، و سوختن وجه نه بس ايمان ترا 24 . پس چه كنم آتش را برد و سلام گردانم تا هم سوگند راست كرده باشم و هم مؤمن پاك را عقوبت نكرده باشم . استاد امام - قدّس اللّه روحه - چنين گفت : يدخلونها و لا يحسّون بها فاذا عبروها قالوا : أ ليس وعدنا جهنّم على الطّريق ، فيقال لهم عبرتم و ما شعرتم . سوخته را نسوزند . بازى كه قصد كبوترى كند كبوتر قصد هوا كند ، چندان بررود كه از گرما پرهاش بسوزد و بيفتد . باز نيز قصد وى نكند ، گويد : اين خود سوخته است ، سوخته را نسوزند 25 . اگر كسى گويد : پس اين آيت چگونه موافق آيد با آن آيت كه بارى - عزّ اسمه - مىگويد : إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها . ما گوييم كه هر دو آيت مطابق و موافق است ، مراد از اين ساده و اعزّه و پاكان ، اهل ايمان است كه اوضار اوزار بر اذيال احوال ايشان ننشست 26 ، لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ و هو الفراق ، وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ و يقولون لهم هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي وعدتم بالثواب ، فمنهم من يتلقاه الملائكة و منهم من يرد عليه الخطاب من الملك . اختلاف نسخه‌ها